X
تبلیغات
خوشنویسی - ابزار خوشنویسی
ابزار اصلی این هنر :قلم نی ، مرکب ، دوات لیقه ، کاغذ، قلمتراش و زیر مشقی است. تهیه ابزار خوب همیشه باعث ایجاد هیجان و علاقه در هنر آموز است و وی را به تمرین بیشتر ترغیب میکند لذا در این مبحث از مشخصات لوازم و ابزارهای مناسب جهت تمرین یاد میشود.

مرکب ، دوات و لیقه

مرکب خوشنویسی مرکب مخصوصی است که  به صورت سنتی ساخته میشود بنابراین انواع دیگری که بصورت جوهر برای خودنویس ها و مصارف دیگر ساخته میشوند برای خوشنویسی مناسب نیستند.

امروزه مرکب خوشنویسی به دو صورت پودر و مایع در بازار موجود است.

برای ساخت مرکب روشهای گوناگونی وجود دارد ولی بهترین شیوه ای که در بین خطاطان رایج است بدین صورت است که ابتدا مقداری دوده (برای رنگ سیاه و انواع کیاهان برای رنگهای دیگر ) رادر آب جوشیده سرد حل کرده و داخل آن زاج سفید ریخته و سپس آنرا با شعله کم میجوشانند؛ سپس آنرا آرام آرام خنک میکنند . این روش ساده ترین روش ساخت مرکب است . البته در بعضی مواقع زعفران ، پوست گردو و ... نیز کاربرد دارد.

برای استفاده بهتر از مرکب آنرا داخل دوات میریزند . دوات ظرف کوچکی است که دارای دهانه گشاد بوده و در داخل آن لیقه که الیاف ابریشم طبیعی است قرار میگیرد . مهمترین خاصیت لیقه تنظیم مقدار مرکب روی نوک قلم نی است .

دوات (ليقه و مركب (مداد))

مدائني گفته است : دواتت را نيكو گردان و در حفظ و نگاهداري اش بكوش كه دواتها خزينه هاي ادب و فرهنگ اند.

جاحظ گويد: اسم ليقه وقتي صدق مي كند كه آلوده به مركب و داخل دوات قرار گيرد.

استادي گفته است:  بر عهده كاتب است كه ليقه را در هر ماه تجديد كند و در هنگام فراغ از كتابت، در دوات را بگذارد تا از گرد و غبار محفوظ بماند و خط را فاسد و تباه نسازد.

و بدان جهت مركب را مداد ناميده اند كه قلم را مدد مي دهد و كمك مي كند و مركب از آن روي گويند كه از اجزاء چندي فراهم آمده است.  كلمه مداد به رنگهاي ديگر نيز گفته مي شود، ولي رنگ سياه پيوسته در كار كتابت مي آيد و به رنگهاي ديگر گاهگاه احتياج مي افتد.

 رنگ سياه خود درجاتي دارد:

1- به شدت سياهي (به عربي حالك) 2- سياه عادي و معمولي (قاتم) 3- سياه مايل به خاكستري (دَيجُور) 4- سياه مايل به سبز يا سياه طاوسي (مُدهام)

گويند: هيچ رنگي مانند سياه، بر صفحه كاغذ سفيد خوشايند نيست.

مجنون هراتي سروده است:

ولي بايد به هر چل روز، دانا                بپالايد دوات خويشتن را

بشويد پاك و صافي ليقه اش را            كه از وي دور سازد غلّ و غش

وليكن كاتبان را در برابر                       دو مي بايد دوات اي پاك منظر

زبهر آنكه چون پيوسته خواهي            كتابت راندن از رنگ سياهي

ضرورت چون كتابت گشت بسيار          سياهي را شود غلظت پديدار

براي رفع آن بر قول اصحاب                  ببايد ريخت در وي اندكي آب

وليكن آب در وي چون چكاني              همان ساعت نوشتن كي تواني

ضرورت يك زمان بايد نهادن                دواتي ديگر آن گه سرگشادن

چو اين در وقت غلظت بوده باشد         سياهيّ دگر آسوده باشد

در اين يك نيز بايد ريخت آبت              وزان يك كردن آغاز كتابت

دوات بايد سرگشاده و كم عمق باشد.  ليقه عبارت از چند نخ ابريشم تابيده است كه به مركب بيالايند و فايده اش اين است كه از ريختن و پاشيدن مركب مانع مي شود و مركب را به اندازه به دَم قلم مي دهد. براي خطاطي، مركبي كه در ايران و كشورهاي اسلامي بدين منظور مي سازند، بهتر از مركّب هاي خارجي است .

خوش نوشتن به سه چيز حاصل شود: اول تعليم استاد، دوم بسياري مشق، سوم صفاي باطن؛ و چنان كه خواجه ياقوت عليه الرحمة و الغفران – فرموده كه «الخط مخفي في تعليم الاستاد و كثرة المشق وصفاء الباطن و ادمان (تمرين مداوم) هر روزه از دست نبايد داد كه اين معني مُضر است به تخصيص مبتدي را. و عند الملال ترك بايد داد.»

در دانشوران ناصري اشارتي به اهميت خوشنويسي و لزوم قواعد آمده است:

اهل خط گويند: هر صنعت و علمي را مي توان با عضو ناقص تحصيل كرد الّا خط كه در آن بايد تمام اعضا از چشم و گوش و دست و پابي عيب باشد، و مزاج معتدل و عقل كامل و اسباب جمع. چون با كوري توان در علم كامل (شد) و هم با كري و بعض از عيوب اعضا توان در صناعات حسّيّه مثل نقاشي و از اين قبيل كمالي پيدا كرد، ولي خط چون نصف علم است هم محتاج به چشم صحيح بي عيب(است) و هم احتياج خواهد داشت به شنيدن. از اين بيان معلوم است كه هم خط را شأني بلند است و هم خوشنويسي را مرتبتي ارجمند، كه سبب بقاي علوم و آثار آيات الهي است الي يوم القيامه، و اين معني واضح است.

كتب سماوي و اخبار و احاديث انبياء قبل از خاتم، اين كه از ميان برفت، عمده سبب، نبودن خطوطشان بوده است در تحت قاعده.  و چون علم و صنعت و ساير چيزهاي متعلق به دين و دولت از تحت قاعده و قانون خارج باشد پاينده نماند؛ و ماندن قرآن و ساير اخبار و احاديث كتب در دوره اسلاميه، عمده خطوطي است كه بعد از اسلام وضع شد كه بدان خطوط آن آثار باقي ماند. (جلد 5 ص 104 از كتاب نامه دانشوران)

 

 

 

کاغذ خوشنویسی

برای نوشتن خط میتوان روی هرنوع کاغذی نوشت بشرط آنکه جوهر روی آن پخش نشود و سطح آن صاف و نرم باشد امروزه کاغذهای گلاسه برای نوشتن مناسبند هر چند که در صورت عدم دسترسی میتوان از طریق مالیدن صابون خشک روی کاغذهای معمولی تاحدودی آنرا برای نوشتن اماده کرد.

 

قلم نی

بهترین نوع قلم نی که برای نوشتن مناسب است قلم نی دزفولی است این نوع قلم را از نیزارهای جنوب کشور و در منطقه خوزستان و دزفول بدست میاورند رنگ آن هرچه سرخ تر و متمایل به قهوه ای سوخته باشد مرغوبتر است سلطانعلی مشهدی که از هنرمندان نستعلیق نویس قرن دهم هجری است در رساله خویش از قلم خوب چنین یاد میکند :

که قلم سرخ رنگ می باید                        نه به سختی چو نگ می باید

نه در او پیچ و نه دراو تابی                         ملک خط نیک راست اسبابی

نه سیاه و نه کوته و نه دراز                        یاد گیر ای جوان زروی نیاز

معتدل نه ستبر و نه باریک                         و اندرونش سفید، نی تاریک

گرقلم سخت باشد و گر سست                دست از این آن بباید شست

به عبارت دیگر میتوان گفت قلم غیر از اینکه باید سرخ متمایل به قهوه ای سوخته باشد ؛ باید در حد امکان گرد و استوانه بوده و دارای پیچ و تاب و کژی نیز نباشد

ابتدا باید در نظر داشت واحد سنجش اندازه و تناسب حروف و کلمات در خوشنویسی نقطه است که آن عبارتند از اثر زبانه قلم بر روی کاغذ که یک مربع کامل را تشکیل میدهد هر نقطه خود به شش قسمت مساوی تقسیم میشود که هر بخش یک دانگِ همان نقطه است .

طراحی حروف ؛ با ایجاد قوت و ضعفِ متناسب و نیز اتصالاتِ حروف برای تشکیل کلمه با نسبت های لازم ِ دانگ تحریر میگردد.

لازم به توضیح است که استادانِ قدیم و پیروان آن سبک و شیوه ، نقطه را مربع کامل ترسیم میکردند و مبنا قرار میدادند که پایهء اصلی طراحی حروف و کلمات بر اساس همان مربع کامل قرار داشت ؛ حال آنکه مرحوم محمد رضا کلهر اندکی از طول کشش قلم (بقدر 6/1) کاهش داد و نقطه پنج دانگی را مبنا قرار داد که ما نیز به پیروی از سبک وی اینگونه مینویسیم.

در زیر انواع تقسیم بندی سنتی آمده است :

از کوچکترین قلم تا اندازه نیم میلیمتر  ؛ غُبار

از نیم تا سه جهارم (4/3) میلیمتر ؛ خفی

از 4/3 تا 1.5 میلیمتر ؛کتابت

از 1.5 تا 2 میلیمتر ؛ سرفصلی

از2 تا 6 میلیمتر ؛ مشقی یا قطعه

از 6 میلیمتر تا 2 سانتی متر جلی صفحه

از 2 به بالا ؛ کتیبه

که خود این تقسیم بندی ها هریک دارای تقسیم بندی مجزایی است که مجال توضیح آن نیست.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1389/04/25ساعت 11:48 قبل از ظهر  توسط مسافر   |